خرید بک لینک
غریزه و احساس و عاطفه و...عشق نیستند، بلکه مظاهری از عشق هستند در ابعادی مشخص ،علاقه به جنس مخالف ،عشق نیست بلکه تنها شکلی از عشق است ..عشق ،بیانگر محرکی است که حرکت را ایجاد یکند ،نیازی که اشتیاق را

برچسب: نویسنده: حدیث رادمنش تاريخ: پنجشنبه 14 آذر 1398 ساعت: 14:22

هر شب میایی...با ترانه ی ارام باران که نیمه شب با ساز پنجره ..نجوا میکند...با لطافت هوایی که از عطر خیس خاک و جنگل لبریز است...هر شب میایی و میبری قلب مرا تا رویای نگاهت...قلب ،مرکز ادمی است و عشق،مرک

برچسب: نویسنده: حدیث رادمنش تاريخ: پنجشنبه 14 آذر 1398 ساعت: 14:22

چگونه در کلمه ها بگنجانم ..حجم این دلتنگی را...در اغوش کشیدن هوا در هوای خیالی....چشم گشودن به نگاهی که پنجره را نمیگشاید...رفتن تا عمق سکوت با اشوب امواجی که در دل بیداد میکند...چگونه با تو بگویم از

برچسب: نویسنده: حدیث رادمنش تاريخ: پنجشنبه 14 آذر 1398 ساعت: 14:22

در آفریقای جنوبی انقلابی رخ داد، و فردی که در حکومت قبل ،در زندان به بند شد ریس جمهور گردید.او شکنجه گر خود را حتی از کار برکنار نکرد و از ظرفیت کلیه انسانها در جهت رشد و اعتلای کشور استفاده کرد.این د

برچسب: نویسنده: حدیث رادمنش تاريخ: پنجشنبه 14 آذر 1398 ساعت: 14:22

مارکو در سفر خود به چین چنین مینویسد که او را به عنوان یک بربر شناخته و او تعجب میکرد از صنعت و فناوری و دانش کشور چین و از اینکه انها از مشاوره یک زن استفاده میکردند در حالیکه اروپاییان گمان میکردند

برچسب: نویسنده: حدیث رادمنش تاريخ: پنجشنبه 14 آذر 1398 ساعت: 14:22

اگر ما چگونه زندگی کردن خود را انتخاب نکنیم ،دیگران ،چگونه زندگی کردن را ،به ما دیکته میکنند...افکار و باورهای ما ،تنها انتخابی است ،که ما بواسطه ی آگاهی خود ،انتخاب میکنیم .این انتخاب را به دیگران وا

برچسب: نویسنده: حدیث رادمنش تاريخ: پنجشنبه 14 آذر 1398 ساعت: 14:22

گاه حواشی جای اصول را میگیرد ،گاه نمادها جای معناها را گرفته ،و حتی بار معنایی نهفته در نماد ها فراموش و یا برعکس میشود ،مثل کتابی که فردی ترجمه کرده است و نظرات خود را در داخل پرانتز, میگذارد که گاهی کاملا متفاوت با نظر نویسنده است و بگونه ای مترجم میخواهد نظر و باور خود را به جای نگارنده بقبولاند..داخل پرانتز,های زندگی ما جای زیستن را نگیرد.

رضا9/13

برچسب: نویسنده: حدیث رادمنش تاريخ: پنجشنبه 14 آذر 1398 ساعت: 14:22

انسانها در طول زندگی خود، با افراد مختلفی برخورد میکنند ،و با توجه به رفتاری که از دیگران میبینند ،آنها را قضاوت میکنند و تصویری از انان در ذهن خود میسازند ،با این فرض که آنها را شناخته اند.در حالیکه

برچسب: نویسنده: حدیث رادمنش تاريخ: پنجشنبه 14 آذر 1398 ساعت: 14:22

تنها با خواستن ،هیچ اتفاقی بوجود نمیاید ،نمیتوان تنها با داشتن یک رویا ،یا یک افسانه ی شخصی ،یا یک ارمان وهدف ،به آن رسید.تا پشتکار و تلاش با خواستن همراه نگردد،هیچ چیزی تغییر نمیکند .پس اگر خواست ،طل

برچسب: نویسنده: حدیث رادمنش تاريخ: پنجشنبه 14 آذر 1398 ساعت: 14:22

ما در یک دنیای پر از احتمال و تغییر زندگی میکنیم .چه دوست داشته باشیم چه نداشته باشیم ،هیچ چیز این دنیا مطلق نیست .پس چیزی در این جهان, ماندگار نیست .هر چیزی که بدست میاوریم روزی از دست میدهیم..هر چیزی

برچسب: نویسنده: حدیث رادمنش تاريخ: پنجشنبه 14 آذر 1398 ساعت: 14:22

دلتنگی ..به یکباره, میاید...چشم ها را میبندد..پای نفسهای بغل بغل ابر تیره و خاکستری نقاشی میکند و کلمه ها را در اعماق دل به سکون میرساند...ادمی هست اما خیالش نیست...گوشهای سالم و نمیشنود اما...چشمان سا

برچسب: نویسنده: حدیث رادمنش تاريخ: دوشنبه 11 آذر 1398 ساعت: 22:25

اشوب گیسوانت..عطر ارامش دارد و شب چشمانت....نگاه خورشید را برای بیدار شدن در عشق....طعم لبان توست که میرباید دلتنگی را ..و به عروج میرساند ..پرواز ققنوسی که در سوختنها و خاکستر گشتنها...بالی را پرواز شد که تا قلب افتاب میتوان...پر گشود...آغوشت..سجاده, ای که به دکر بوسه های اش ..حتی جسم جا میماند از درک مستی و احساس چنان ..فوران میکند که افیانوسها ..قطره وار از سرانگشتانت میچکد پای بیقراری

رضا9/9

برچسب: نویسنده: حدیث رادمنش تاريخ: دوشنبه 11 آذر 1398 ساعت: 22:25

زندگی ،حرکتی است در مسیر شرق و غرب آفتاب ،موسیقی باران و لطافت آغوش مه...شکفتن بر روی شاخه های درخت حیات ...و این ،انتخاب انسان است ،انتخابی شخصی ،که عواقب و بازخوردهایش به خود شخص برمیگردد.این انتخا

برچسب: نویسنده: حدیث رادمنش تاريخ: دوشنبه 11 آذر 1398 ساعت: 22:25

گاه ..خیالی ..به خواب میبرد چشمانت را و گاه چشمانی به بیداری میرساند نگاهت را...عالمی که نقش خود از باورت وام ستانده و پای این گستردگی کیهان به خود تمایی است و رویایی که در دلت شکوف میزند تا عطر و گلبرگهای اش را بگشاید پای بوسه های افتاب....زندگی شاید سازی است در دستان تو ...که با نواختن نوای دلت به شنیدن اوایی باشی ..که از درون جان میابد ....درخشش خورشید ..مثل باران زیباست ..اگر دل بگشاییم و نوای دل خویش را بنوازیم پای تارهای ...اقلیم عاشقی

رضا9/10

برچسب: نویسنده: حدیث رادمنش تاريخ: دوشنبه 11 آذر 1398 ساعت: 22:25

در طبیعت به سادگی, همه چیز همانی هست که باید باشد و هیچ تلاشی نمیکند که چیز دیگری شود ..و وقتی میخواهیم از یک ماده ی طبیعی به یک ماده ی مورد نیاز که در طبیعت نیست برسیم لازم است کلی واکنش های شیمیایی و

برچسب: نویسنده: حدیث رادمنش تاريخ: دوشنبه 11 آذر 1398 ساعت: 22:25

احساس,..چیزی نیست که از مغازه بخریم و یا از دیگری قرض کرده و بستانیم...احساس,..لباسی نیست که بر تن کنیم و یا شعری که حفظ کنیم و کلمه هایی که همچون بلندگو ،اوا کنیم...احساس,..رفتاری نیست که تقلید کنیم و د

برچسب: نویسنده: حدیث رادمنش تاريخ: دوشنبه 11 آذر 1398 ساعت: 22:25

دلتنگ عطر نفسهای توست دلم..دل تنگ موج اندام دریایی که مهتاب دز ان رخ میشوید و اسمان در ان به نطاره است..خویشتن را...دلم طعم ارام لبانت را میخواهد ....دنیای من...طعم لبانی که مثل خواب میبرد حواس را به

برچسب: نویسنده: حدیث رادمنش تاريخ: دوشنبه 11 آذر 1398 ساعت: 22:25

خورشید از شرق عاشقی تولد میابد ،بر روی نیاز ومطلوب متمرکز میشود ،میسوزد تا آن نهان طلب را روشن سازد و بازتاب آن را در چشم به مشاهده گر ،مصور سازد.و این نوری است که بی صدا میافروزد و نمایان میازد بودن

برچسب: نویسنده: حدیث رادمنش تاريخ: دوشنبه 11 آذر 1398 ساعت: 22:25

بر روی زمین به آرامی گام برداریم ،کالبدهای اجداد ما ،بذرهای آماده ی رویش ،جایگاه جسم ما ...زمین است.شاخه های درختان را نشکنیم ،درختان فرشته هایی هستند که به زمین و به ما حیات میبخشند ،شاخه های خشک را

برچسب: نویسنده: حدیث رادمنش تاريخ: شنبه 9 آذر 1398 ساعت: 16:49

پرسش ها ،ما را از پاسخ دورمیکنند ،کافی است تنها مشاهده گر باشیم تا پاسخهایی که در دید ما قرار گرفته اند را دریافت, کنیم.پرسشها بیشتر در حال تصور سازی است ،همچنانکه دانسته ها در تلاش حفظ قالبها و محدود کردن توجه به داشته هاست.

رضا9/6

برچسب: نویسنده: حدیث رادمنش تاريخ: شنبه 9 آذر 1398 ساعت: 16:49

همه ی انسانها ،ناگزیر از انجام اعمالی اشتباه, هستند ،زیرا فهم و دانش انسان نسبی است و پایانی ندارد و مطلق نیست .پس ما را راهی برای اشتباه, نکردن نیست ،مهم ان است که از اشتباه, خود درس گرفته و خود را اصلاح کنیم.اشتباه,ات است که به ما تغییر و اگاهی را اموزش میدهد اگر هوشیار باشیم

رضا9/6

برچسب: نویسنده: حدیث رادمنش تاريخ: شنبه 9 آذر 1398 ساعت: 16:49

در این فکر بودم که چه خوب بود انسانها به هم آسیب نمیرساندن تا بدون ترس با هم مهربان بودند که نوای رودی با من گفت که وقتی انسانها به جای عمل درست و مطابق با باور خود ،شروع به دیگر پنداری کرده و خود را جای دیگران قرار داده و از نگاه انان (که تنها تصوراست و ناممکن است) به قضاوت رفتارخود پرداخته و همین امورات موجب،انجام ندادن رفتار درست میشود ،میپردازند ،به خود نیز آسیب میرسانند .

رضا9/6

برچسب: نویسنده: حدیث رادمنش تاريخ: شنبه 9 آذر 1398 ساعت: 16:49

دلم هوای نواختن تارهای گیسوانت را دارد ...نقاشی رنگ صدای زیبایی ،که چشمها را میبندد ...دلم هوای پر گشودن دارد، از دل تنگی تا نجوای علفزاری ،که خیسی لغزش یک قطره شبنم ،خواب را از چشمانش میرباید...گم شدن در روح لطیف درختانی که در پیچ و خم ،جاده های کوهستان ما را در آرامش آغوشش ،از هیاهوی آواهای بی معنا ،به معنای سکوت میرساند....دلم در هوای پر گشودن در چشمان آسمان ،به رشته های شور نگاهت دل داده است..سکوت چه زیباست وقتی گام هایم را..ضربان قلبم میرساند به راه

رضا9/6

برچسب: نویسنده: حدیث رادمنش تاريخ: شنبه 9 آذر 1398 ساعت: 16:49

سرمای شب ...تنهایی...تاریکی و بی پناهی...از دور درخشش نوری نمایان شد ...موسی ..گام های اش را تند کرد...آوایی با او گفت کفش های ات را دور انداز...پا برهنه به پیش رفت...صدا گفت ،این چیست در دستان تو...

برچسب: نویسنده: حدیث رادمنش تاريخ: شنبه 9 آذر 1398 ساعت: 16:49

تمام ذرات آفرینش در تسبیح, است، که تسبیح, به معنای گفتن کلمات نیست بلکه ،کلمه ها و اسامی الهی را از طریق ،خود بودن ،به ظهور رساندن است .عقل در زمان نیست که او زمان را درک نموده و بر زمان است .عاقل شدن ا

برچسب: نویسنده: حدیث رادمنش تاريخ: شنبه 9 آذر 1398 ساعت: 16:49

رخ داد ،یعنی صاحب صورت و رخ شدن ،یعنی چیزی هست و در آن موقعیت ،خود را نشان میدهد ،یا به بیانی دیگر ،درک ما با توجه به ظهور خود در مراتب آگاهی ،در مشاهده ی چیزی میشود که آن لحظه با تغییر آگاهی ش موفق ب

برچسب: نویسنده: حدیث رادمنش تاريخ: شنبه 9 آذر 1398 ساعت: 16:49

موجی بر گیسوانت پدید نیاورده بود ،رود زمان،که نوازش بودم ،بر حضوری که همه ،ظهور زیبایی است ..نیازم مرا به ناز حضورت کشاند و شب ،گیسوانت مرا به اشتیاق صبح نگاهت، همه چشم ساخت ومن ازمستی نفسهایت چکیدم،

برچسب: نویسنده: حدیث رادمنش تاريخ: شنبه 9 آذر 1398 ساعت: 16:49

عشق هایی که مشاهده میشود ،شاخه های عشقی عظیم و نامتناهی است ،که ریشه اش را اکثریت مشاهده نکرده و در بند همین ظهورات به تقسیم بندی و خوب و بد کردن هستند.عشق ،ریشه ای است در معنا و سرشت که میل ظهور دارد و اشتیاق نمایان گشتن.و چون نمایان شود ،گاه در لطافت یک گل سرخ....گاه در ترانه یک رود..گاه در موسیقی باران..گاه در رخسار و چشم یک معشوق و گاه در عطشی سیری ناپذیر برای فهم ،تجلی میکند ...همه و همه بیان گلبرگهای غنچه ی موجودیت است که در حال شکفتن به شکوفایی, است.

رضا9/8

برچسب: نویسنده: حدیث رادمنش تاريخ: شنبه 9 آذر 1398 ساعت: 16:49

صفحه بندی